تبليغاتX
دل تنهام دل تـنهـــــــــــــــــــــــــــــــام -

من از نهایت شب حرف میزنم

من ازنهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربانم چراغ بیار

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

 

 

دیگرم گرمی نمی بخشی

 

عشق ای خورشید یخ بسته

 

سینه ام صحرای نو میدیست

 

خسته ام ،از عشق هم خسته ام

 

بعد ازاو دیگر چه جویم؟

 

بعد از او دیگر چه می پایم؟

 

اشک سردی تا بیفشانم

 

گور گرمی تا بیا سایم

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386 ساعت 1:27 توسط دختری تنها |