تبليغاتX
دل تنهام دل تـنهـــــــــــــــــــــــــــــــام -

در حرير لطيف مهر ،خواهم پيچيد كلمه اي را كه دوست دارم با دو

 

دست قلبم تقديمت ميكنم و شاخه گل سپيد احساسم را بر  آن  خواهم

 

نهاد تا چشمان     زيبايت،از ديدن آن محسور گردد آنگاه كه بهترين

 

هديه هستي را دريافت خواهم كرد

 

بگذار تا سخن دل را به زبان برانم ،هر چند بي ميل است به آمدن اما به

 

جبر مهر،سخن را به درگاه دهان مي كشانم و بر زبان مينشانم و

 

تقديمت ميكنم اين كلمه ي جادويي را

 

آري!تقديم تو باد واژه عشق كه ناب ترين و زلال ترين احساسات در آ

 

غوش لغوي او آرميده است

 

و به تو خواهم گفت جمله اي را كه تكرار آن ناقوس هزاران شادي را

 

در معبد قلبم به صدا در مي آورد و طنين دل انگيز آن قلبم را به تپش

 

وا ميدارد به تو خواهم گفت جمله اي را كه چون صندوقچه اي تمام

 

شور و احساسم را در خود نهفته است

 

آري به تو خواهم گفت...

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 ساعت 0:0 توسط دختری تنها |