تبليغاتX
دل تنهام دل تـنهـــــــــــــــــــــــــــــــام -

 چيست دنيا؟ كهنه زالي پر فني

خوش نشسته هر زمان بر دامني

صورتي بنمايد و پنهان كند

عالمي را واله و حيران كند

حجله ها سازد كه دامادي كنيد

دست و پا كوبد كه دلشادي كنيد

هر زمان نوعي فرو شد عشوه‌اي

وز وصال خود فرستد مژده‌اي

تا بدين مژده كند خلقي هلاك

جامه‌ی جانها كند از غصه چاك

آخر اين دنيا عجوزي بيش نيست

عشوه‌ی آن يك دو روزي بيش نيست

دل نگهدار از فريب اين عجوز

بهر وصلش ز آتش هجران مسوز

وصل او حاصل نگشته بر كسي

زين تمنا خاك شد جانها بسي

هر كه دنيا را بخود نگرفت دوست

از علايق فرد گشت و مـرد اوست

گاهي زيباترين سكوتها كوبنده ترين فريادهاست آنكه پرنده نيست نبايد در پ

رتگاه آشيانه بسازد مأموريت تو در زندگي تغيير دادن جهان نيست تو مأمور

تغيير دادن خويشتني گذشته را نه پنهان ساز نه در آن زندگي كن سكوت را

تنها با آوازي شيرين بشكن

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 23:52 توسط دختری تنها |