تبليغاتX
دل تنهام دل تـنهـــــــــــــــــــــــــــــــام -

Image hosting by TinyPic

 

 

حق داري كه دعوتم را بدعد عمري نپذيزي

 

فال حافظ گرفتم ديدم از عاشقي سيري

 

تقصير منه كه گفتم تو بخواي واست ميميرم

 

تو كه نوبتت شد اما گفتي بايد بميري

 

جاي چشات خالي ديشب ،چه خواب قشنگي ديدم

 

خواب ديدم واسه هميشه منو بردي به اسيري

 

يادمه روزاي اول اشكاتو كه پاك ميكردم

 

گفتي اين يادت بمونه تو،تو دنيا بي نظيري

 

دوس دارم صداقت تو مثل حرف اون روزات بود

 

منو مي بردي تو ساحل توي كلبه حصيري

 

حالا اما توي راهت اگه يه رود خانه باشه

 

واسه رد شدن نميخواي دساي منو بگيري

 

يادمه كه بي اجازه اومدم تو رو ببينم

 

زير دونه هاي برف و  بلوري مه شيري

 

نگرانم شدي اون روز گفتي تا هوا درس شه

 

تو پيش خودم مي موني،فعلنم خونه نميري

 

يادمه هوا كه خوب شد تا خونه فقط دوئيديم

 

توي دفترم نوشتم دوئيديم تو چه مسيري

 

ديگه اون روزا گذشتن ، مثه عمرا بر نگشتن

 

توي دفترم نوشتم، رسيدم به چه كويري

 

آخرش ديشب كه خواستم خون تون بيام و گفتي

 

مشغلت خيلي زياده ،اين روزا بد جوري گيري

 

هر چي عاشق تو باشم ،برم اندازه اي داره

 

نمي دوني واسه ديدن، واسه من هميشه ديري

 

تا نگم خوبي تو انگار شعر من تموم نميشه

 

برو تو قصر شكستم، تا ابد خودت اميري

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 23:37 توسط دختری تنها |