تبليغاتX
دل تنهام دل تـنهـــــــــــــــــــــــــــــــام -

 

خدايا روزهاست در پي اين هستم كه به خود جرئت دهم وتو را مخاطب خويش

 

قراردهم،افسوس كه نميتوانم . اما ميدانم كه تو از پس لبهاي خاموش من ميشنوي:

 

اي خالق عشق!‌دستي بر آيينه ي سرد و يخ زده ي قلبم بگشا وبگذار من از پس غبارهاي

 

تيره ي تنهايي،رنگ دوستي را ببينم .پرستوي سرگردان دل مرا به آشيانه ي قلبم باز

 

گردان.بناي قلم را با عشق بساز ودرونم را با هيزم هاي دوست داشتن بسوزان و شعله

 

ور كن چنان كه قلب هاي يخ زده را گرم كنم وبا آنان كه در غروب دلتنگي فرو رفته اند

 

،به كهكشان زندگي به پرواز درآيم.....

 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 ساعت 23:31 توسط دختری تنها |