تبليغاتX
دل تنهام دل تـنهـــــــــــــــــــــــــــــــام

برنگشت

 

در فراقش شعر تنهایی سرودم ، برنگشت

 

بی نگاهش خنده را از لب ربودم، برنگشت

 

روزها با یاد اوشبها به یاد قصه اش

 

بودنش گشت التماس تارو پودم ،برنگشت

 

گفتمش گر او بیایدآن وجود پاک او

 

میشوددرمان این قلب کبودم، برنگشت

 

هر قدر این شعرمن ازآن دم می زند

 

آخرش گویا شود نام سرودم، برنگشت

 

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 0:22 توسط دختری تنها |